ما گنجینه ای در درون خود داریم که با آن خلق شده ایم یعنی همه آنچه خوبی هست را ما با آن متولد شده ایم . ولی به مرور با منطق هایی که به ذهنمون دادیم با باید ها و نبایدها با ورودی هایی که به خودمان دادیم کم کم از اون منبع اصلی خودمون را دور کردیم ولی اگر بخواهیم دوباره میتوانیم اونو به دست بیاریم .
مدتهای زیادی هست که مطالعه میکنم و دنبال چرایی خودم هستم و یاد گرفتم که دنبال تغییر در بیرون از خودم نباشم و نخوام چیزی از بیرون تغییر کند تا حال من خوب شود و زندگی ام تغییر کند . به نظر من به محض اینکه انسان از درون تغییر کند بازتابش را در دنیای بیرون میبیند. با تغییر باورها همه چیز ممکن است .
باورهای ما یک شبه نیامده که یک شبه هم تغییر کند . باورهای ما سالهاست یا ممکنه قرن ها گذشته تا در درون ما ریشه دوانده ولی اگر باورهای نامناسب یا محدود کننده داریم خبر خوب اینه که میشود تغییرش داد . زیرا اساس جهان بر اساس رشد و پیشرفت و تغییر بنا شده .
تنها نیروی حاکم بر جهان نیروی خیر است . تنها نیروی حاکم بر جهان نیروی نور و خوشبختی و سلامتی و فراوانی است .
اگر من مریض شوم به این معناست که سلامتی وجود دارد ، ولی من خودم با افکارم با باورهایم با زندگی ناسالم که انتخاب کردم خودم را مریض کردم اگر این موضوع را درک کنم بپذیرم و تغییر کنم سلامتی را به دست می آورم . بیماری خودش ناپدید میشود .
لازم نیست علیه کمبود علیه بیماری و ظلم علیه شر ، بجنگیم تا وجود نداشته باشد ، لازم است هم جهت شویم با جریان خیر ،سلامتی ، شادی ، عشق و فراوانی و وقتی هم جهت شدیم دیگه کمبودی وجود نخواهد داشت .
وقتی نور بیاد تاریکی به راحتی خودش میرود .
