ای خالق من
ای که مرا از نیستی خلق کردی و از روح خودت در من دمیدی
ای که گفتی من از رگ گردن به شما نزدیکترم
ای منبع هستی
عاشقانه دوستت دارم و سپاسگزارت هستم .
ای آنکه هر آنچه که دارم از آنِ توست .
و به هر خیری از جانب ِ تو ای پروردگارم سخت محتاجم .
ای که با نشانه ها و ندای درونیم با من سخن میگویی و هم اکنون به ندای درونم ندایی که سالها در قلبم طنین انداز است گوش فرا میدهم و مینویسم .
او به من گفت چه میخواهی گفتم خواسته ی من خیلی بزرگ است . گفت چه هست ؟ گفتم : من تو را میخواهم ،گفت :داشتن من از مسیر درون خودت آغاز میشود و به خودت پایان میپذیرد. او گفت مسیر من سخت و نا هموار نیست ،مسیر من اتفاقا خیلی ساده و آسان است . وقتی خودت را بشناسی یعنی من را شناختی وقتی دنیای درون خودت را کشف کنی یعنی من را پیدا کردی . باید از خودت بگذری گفتم میگذرم .
و اینطور شد که شروع کردم و دستم را گذاشتم در دستان منبع اصلی ، منبع هدایت ، و نور هدایت و خودم را سپردم به او .
و داستان هدایتم اینگونه آغاز شد ….
